تبعید یک اسطوره
پائولو مالدینی: میلان دیگر جادویی نیست.
29 دسامبر 2012
روزنامه لا ریپابلیکا
خانه مالدینی همچون خودش به دور از هر گونه هیاهوی فوتبال است و با اینکه امروز یک روز کاری است صدای موتورها و ماشین هایی که روانه سن سیرو می شوند به ندرت به گوش می رسد. مالدینی در اتاق پذیرایی خانه اش که هیچ اثری از گذشته پر رنگ و لعاب یکی از بزرگ ترین قهرمانان فوتبال ایتالیا را ندارد در نهایت عشق و بدون افسردگی جلوی روی پسرانش سخن به زبان می آورد. پیش کسوت مشهور 44 ساله از زندگی و خانواده اش کمال رضایت را دارد و برای گذران زندگی نیازی به فوتبال ندارد، ولی فوتبال ایتالیا که در بحران فنی و اخلاقی به سر می برد محتاج اوست. با این حال با گذشت سه سال و نیم از آخرین بازی قهرمانی که همه مبهوت هوش و ذکاوتش هستند تجارب وی هنوز هرز می روند.
- آیا حقیقت دارد که از نامزدهای انتخابات پارلمانی حزب برلوسکونی هستی؟
از زمانی که بازنشسته شده ام زیاد با رسانه ها حرف نمی زنم و امیدوارم در اندک مصاحبه هایی که می کنم منظورم را به خوبی بیان کنم. ولی گهگاهی اطلاعات نادرستی به چاپ می رسند. با این وجود از سال 2009 به این طرف هیچ پیشنهادی از برلوسکونی نداشته ام. از بازی آخرم در سن سیرو تا امروز فقط یک بار او را در جشن 25 سال حضورش در میلان دیده ام. از آن روز دیگر تماسی با او نداشته ام. به علاوه قصد ورود به جرگه سیاست را ندارم.
- نظرت درباره بازیکنانی که به سیاست می پیوندند چیست؟
فوتبالیست ها مثل بقیه آدم اند و شاید حتی نسبت به بعضی مسائل دقیق تر و حساس تر از دیگران باشند. ولی من به سیاست علاقه ای ندارم.
- بعضی از هم تیمی های سابقت مثل کالادزه در گرجستان، شوچنکو در اوکراین و ژرژ وآ در لیبری سیاستمدار شده اند..
بازیکنانی که نام بردید نماد کشورهایشان محسوب می شوند و کشورهایشان نیز در موقعیت خاصی به سر می برند. ولی ایتالیا باید دموکراسی محکم تری داشته باشد.
- آیا تنها دلیل اینکه به باشگاه برنگشته ای عدم پیشنهاد از سوی برلوسکونی است؟
نه. باشگاه سیاست های خود را دارد و طبیعی است که رئیس تصمیم گیرنده باشند.
- سه سال و نیم از خداحافظی ات گذشته است. آیا احتمال آینده ای بدون فوتبال برایت وجود دارد؟
بله وجود دارد، ولی از چنین آینده ای نمی ترسم. در زمینه فوتبال خیلی کارها کردم. از وقتی که بازی در تیم های پایه میلان را آغاز کردم 31 سال فوتبالیست بودم. گذشته و پیوندی قوی با میلان دارم. نمی توانم خودم را در تیمی جز میلان تصور کنم، حتی سایر تیم های اروپایی. طبیعی است که احتمال برگشتم پایین بیاید. با این حال، خودم را به میلان تحمیل نمی کنم. دوری از دنیای فوتبال انتخاب خودم است. در حال حاضر با بنگاه معاملات املاکم سرگرم هستم. در دوران بازی به این کار روی آوردم و الآن هم تمام وقت درگیرم. ولی اگر سؤالی در زمینه فوتبال و نقش من در فوتبال امروز دارید در خدمتم.
- نظرت درباره مربیگری چیست؟
هیچ وقت به مربیگری فکر نکردم. زندگی عشایرگونه پدرم را وقتی مربی بود خوب به یاد دارم. به درد من نمی خورد. حتی اگر مربی شوم باید مثل لئونادرو همه احتمالات را در نظر بگیرم و خودم را محدود به مربیگری در میلان نکنم. و از آنجایی که فکر نمی کنم بتوانم در باشگاه ایتالیایی دیگری کار کنم احتمال مربیگری ام تقریباً صفر می شود و شاید در سایر کشورها کمی بیشتر.
- فقط پست مدیریتی می ماند..
هیچ نوع سیاستی را دوست ندارم، بنابراین هر کاری که در زمینه فوتبال داشته باشم باید صرفاً مربوط به خود فوتبال باشد نه چیز دیگر.
- مثل چی؟
می توانم دانش و تجاربی را که در دوران فوتبال طولانی مدتم کسب کرده ام به نسل جدید منتقل کنم. فکر کنم تکامل فوتبال مدرن را به چشم دیده باشم. 31 سال در میلان بودم و 13 سال کاپیتان این تیم بودم. هیچ کس از فوتبال سررشته کاملی ندارد. همه به یک اندازه از تاکتیک، بازیکنان و روان شناسی فوتبال سر در نمی آورند. از کاپیتانی میلان از سال 97 گرفته تا کاپیتانی تیم ملی از سال 94 تا 2002 خیلی چیزها یاد گرفتم.
- نظرت درباره پیوستن به فدراسیون فوتبال ایتالیا، یوفا یا فیفا چیست؟
هیچ وقت با جدیت به این مسئله فکر نکردم. اصلاً علاقه ای به نقش ها یا پست های نمادین ندارم.
- تو سرمایه دست نخورده ای هستی. نمی ترسی دانشت هدر رود؟
اول باید دید که مرا سرمایه می بینند یا مشکل. می خواهی بدانی از چه چیزی ناراحت می شوم؟
- البته..
اجازه دهید از میلان حرف بزنیم. من خیلی خوش شانس بودم و 25 سال فوق العاده را در میلان سپری کردم. وقتی به میلان آمدم بنیادی عالی برای ساختن یک تیم بزرگ را یافتم. میلان آدم ها و بازیکنان بزرگی داشت. برلوسکونی به میلان آمد و به ما یاد داد بزرگ فکر کنیم. البته پولدار بود و بهترین بازیکنان را خرید، ولی ذهنیت جدیدی را هم به ما داد. ساکی عقیده داشت که باشگاه باید الگویی برای سایر تیم ها باشد. خلاصه، به لطف شخصیت افرادی که از پیش عضو میلان بودند و افراد تازه وارد، یک تیم جادویی ساختیم.
- بعد چه شد؟
بعد کم کم این جادو از دست رفت و میلان از تیمی جادویی به تیمی معمولی بدل شد. می دانید چرا؟ چون بر خلاف سایر باشگاه های بزرگ اروپایی مثل رئال، بارسلونا و بایرن مونیخ که گذشته مشابهی داشتند عمل کردیم. بازیکنان تاریخ ساز این تیم ها بعد از خداحافظی به تیم برگشتند تا دانش خود را به بازیکنان جوان منتقل کنند. ولی در میلان خود مدیریت جلوی هر نوع فعل و انفعالی را گرفت. در میلان امروز هیچ کدام از بازیکنان تاریخ ساز تیم نقش مهمی ندارند. فقط نقش های حاشیه ای دارند.
- میلان را با بایرن مقایسه می کنی؟
بله، ولی نه فقط بایرن. به تاریخ بایرن و رئال و نقشی که بکن بائر، هونس، رامنیگ، بوتراگوئه نو، گالگو و والدانو در این تیم ها ایفا کردند دقت کنید. وقتی افراد جدید به تیم می پیوندند افرادی که سال ها در تیم بوده اند این جادو را به آن ها منتقل می کنند. میلان همیشه تیم بزرگی بوده، حتی در دوران پدرم. ولی جادوی اصلی تیم 25 سال دوام داشت و حالا از دست رفته است.
- آیا فرآیند برگشت ناپذیری است؟
ارزیابی ایدئولوژی میلان کار سختی است. در طول تابستان 12 بازیکن عالی از تیم رفتند و میلان شروع خوبی در لیگ نداشت. به نظر من نقشه ای برای آینده ندارند. باید منتظر نقل و انتقالات زمستانی بمانیم که به ندرت معامله خوبی صورت می گیرد.
- گالیانی گفته که همه چیز برنامه ریزی شده است و امسال سال اول پروژه جدید میلان به حساب می آید..
راستش برنامه ریزی کمی می بینم. شاید من اشتباه می کنم، ولی خرید بازیکنان خاص حتی اگر مجانی هم باشند برنامه ریزی منسجمی نیست.
- برلوسکونی از سیاست جدیدی صحبت کرد که میلان فقط بازیکنان زیر 23 سال را به خدمت می گیرد..
بازیکنان جوان خیلی خوب بالای 20 میلیون پوند قیمت دارند و راستش تعدادشان زیاد نیست. کم کردن دستمزدها و جوان سازی تیم ضرورت دارد و در این مورد کاملاً با آن ها موافقم، ولی نمی فهمم چگونه بازیکنان را ارزیابی می کنند. ظاهراً که برایدا کمتر از گذشته به این کارها می پردازد.
- برای همین به منابع خارجی مثل رایولا تکیه می کنیم..
در سال های اخیر همین شیوه را در پیش گرفته اند. بگذارید یک چیزی بگویم. دو مربی اخیر میلان سعی کردند مرا به تیم برگردانند. لئوناردو می خواست در میلانلو باشم و به من گفت "لازم نیست کاری کنی، فقط به حضورت نیاز داریم". ولی من گفتم حضور در میلانلو بدون هیچ نقشی منطقی نیست.
- می توانستی مدیر ورزشی باشی..
گالیانی در حضور لئونادرو به من گفت که دیگر چنین پستی در میلان وجود ندارد. به نظر من که کمبود این پست احساس می شود.
- آلگری چطور؟
پارسال آلگری به کسی نیاز داشت که توانایی برقراری ارتباط آمرانه با بازیکنان اصلی تیم نظیر ابراهیمویچ و بوآتنگ را داشته باشد و تصور می کرد که من با تجارب گذشته ام از عهده این کار برآیم.
- می توانی جزئیات پیشنهاد را به ما بگویی؟
تعطیلات در آمریکا بودم که مکس به من زنگ زد و از من خواست تا در مدیریت تیم به او کمک کنم. پشت تلفن به او اخطار دادم که ممکن است دچار دردسر شود. آلگری به من گفت که با باشگاه صحبت کرده و همه چیز مرتب است. بعد اس ام اس داد که چند روز دیگر با من تماس می گیرد. اکتبر 2011 بود و از آن موقع خبری از او نشده است. من هم سعی نکردم با او تماس بگیرم. باز هم می گویم که هیچ وقت سعی نکرده ام خودم را به میلان تحمیل کنم.
- چه احساسی نسبت به میلان امروز داری؟
گاهی به گذشته فکر می کنم. ما همه از نقش هایمان خبر داشتیم. بازیکنان، مربیان و مسئولان همگی بدون دخالت در کار همدیگر به وظایفمان عمل می کردیم. چنان دانش ارزشمندی در فوتبال مشاهده می شد که باید احمق می بودید تا چیزی یاد نگیرید.
- به نظر می رسد که گالیانی مخالف بازگشت تو است..
شاید. او نقش مهمی در تیم دارد و طبیعی است که به انتخاب خود تیم را بسازد. ولی باید اعتراف کنم که من دیگر عضوی از خانواده میلان به حساب نمی آیم و این افسانه ای بیش نیست. میلان مرا نمی خواهد.
- پس احساس ناراحتی می کنی؟
طعم تلخی دارد، ولی نه فقط برای من. هر چه با هم رشته کردیم پنبه شد. خیلی از هم تیمی های سابقم همین احساس را دارند. میلان دیگر جادوی گذشته را ندارد. ناگفته نماند که خیلی دوست دارم برگردم. من بیش از هر کسی در تاریخ میلان نقش داشتم و بیشترین بازی را برای این تیم کرده ام. ولی حس می کنم که میلان بیش از این ها به گردنم حق دارد و باید دینم را ادا کنم.
- هیچ وقت با برلوسکونی حرف زده ای؟
قبل از خداحافظی هر چه را که باید به رئیس گفتم. جنبه اقتصادی برایم اهمیتی ندارد. هر کس باید به حقش برسد ولی پول تعیین کننده نیست. به مرکز توجه بودن هم اهمیتی نمی دهم. تا همین جا هم بیش از آن چه طبیعتم اجازه می دهد در معرض دید رسانه ها بوده ام. تنها چیزی که مهم است خدمت عاشقانه به باشگاهی است که همه چیز به من داده است. روی چنین حسی نمی توان قیمت گذاشت.
- ظاهراً هنوز هم در شرایط خوبی به سر می بری..
خوشبختانه استقلال فکری ام به من کمک کرده تا نظرم را بدون کم و کاست بگویم. فکر می کنم خیلی از بازیکنان حرف های زیادی برای گفتن دارند. به نظر من فوتبالیست ها باید بیش از پیش از نقش خود آگاه باشند. تا وقتی که خودت نخواهی تغییر اوضاع سخت است. باید در زندگی شجاعت بیشتری داشت. مثلاً خشونت تیفوسی ها را در نظر بگیرید.
- منظورت مخالفت بعضی هواداران با تو است؟
برخوردی که در بازی آخرم در سن سیرو با من شد به خاطر استقلالی بود که همیشه داشته ام و چون هیچ وقت در مقابل چنین منطقی سر خم نکردم. تیم ها باید در برخورد با خشونت شجاعت بیشتری به خرج دهند. ورزشگاه های قدیمی و آتش بازی کمکی به آینده فوتبال نمی کنند.
- اگر فدراسیون نقشی برای مبارزه با خشونت های فوتبالی به تو محول کند چه می گویی؟
جدای از من، نوعی نقش شبه فدرال خواهد بود. سؤال اینجاست که آیا واقعاً می خواهیم تغییر کنیم؟ قوانین مربوط به ورزشگاه ها سه سال است روی هوا مانده اند.
- از هم کلامی با تو می توان فهمید که هنوز هم مثل قدیم به فوتبال عشق می ورزی..
احساس می کنم دینی ابدی به این ورزش دارم. مثل رابطه ای عاشقانه می ماند. دوست دارم برای تماشای بازی ها به ورزشگاه بروم. امسال برای دیدن بازی یوونتوس- چلسی به تورین رفتم تا ورزشگاه جدید یوونتوس را هم ببینم. یوونتوس را تیمی یافتم که در ورزشگاهی مدرن فوتبال مدرن بازی می کند. از نظر نوع بازی یکی از 6-5 تیم برتر اروپا است. از این گذشته، ورزشگاه های خالی ایتالیا ناراحتم می کنند. در مقایسه با آلمان تحقیرآمیز است. در چند سال گذشته سن سیرو اغلب ویرانه ای بیش نبوده است. حداقل زمین را درست کرده اند.
- زمین سن سیرو کابوس بازیکنان بود..
برای ما بازیکنان خطرناک بود و از زیبایی بازی می کاست. حیف که بعد از خداحافظی من مشکلات را رفع کردند. خیلی طول کشید! آن هم بعد از اتفاق خجالت آوری که در لیگ قهرمانان افتاد و بارسا از زمین سن سیرو شکایت کرد. برای دیدن ورزش های دیگر هم به ورزشگاه می روم و مطمئنم که ورزشگاه ها در اولویت اند.
- ورزشگاه های آمریکا را می گویی؟
ورزشگاه های آلمان را می گویم. جام جهانی 2006 همه چیز را به نفع آلمان تغییر داد. باید ورزش های آمریکایی مثل بسکتبال و بیسبال را هم در نظر بگیریم. گاهی برای تماشای بازی نیک ها و یانکی ها به نیویورک می روم و باید بگویم که از دید تماشاگران بازی ها واقعاً تماشایی اند. ما که کشور گردشگری محسوب می شویم فراموش شده ایم. بعد از جام جهانی 90 ایتالیا پسرفت داشته ایم. از موقعیت خود نهایت استفاده را نکردیم.
- مشکل ایتالیا چیست؟
مدیران ایتالیا پیر شده اند. در مراسم تالار مشاهیر، آلبرتینی نایب رئیس و توماسی رئیس اتحادیه بازیکنان ایتالیا را دیدم. تنها چهره های جدید فوتبال ایتالیا در 25 سال گذشته بودند. احترام زیادی برای کسانی که 30 سال در خدمت ایتالیا بوده اند قائلم ولی دید یک 35 ساله با یک 70 ساله متفاوت است. فوتبال مثل هر چیز دیگر در دنیا تغییر می کند.
- پلاتینی رئیس یوفا تا چه حد برای فوتبال مفید بوده است؟
اوایل در خیلی موارد با او مخالف بودم. بعداً از خیلی از ایده هایش خوشم آمد. پلاتینی نشان داده که یک فوتبالیست بازنشسته با فکر باز در دنیایی سیاسی تر مثل یوفا می تواند ایده های ابتکاری زیادی را وارد عرصه فوتبال کند. بازی جوانمردانه مالی اهمیت زیادی دارد و کمک می کند تا تیم ها در یک سطح با هم رقابت کنند. بعضی تیم ها 500 میلیون قرضدارند و بعضی اصلاً قرضدار نیستند. تیم های اسپانیایی هم که مالیات کمتری می دهند.
- چه کار باید کرد؟
به نظرم باید روشن فکر باشیم و به ورزش های پرسود دیگر هم نظری بیندازیم. نمی توانیم فقط روی افراد پولدار حساب کنیم. در هیچ ورزشی ممکن نیست 11 ماه در تیم ملی، لیگ و جام ها بهترین بود. برای بردن باید مواظب سلامت بازیکنان باشیم. لیگ حرفه ای بسکتبال آمریکا 3 ماه تعطیل است.
- نظرت درباره تکنولوژی در فوتبال چیست؟
نمی توان بازی را نگه داشت تا درباره یک آفساید بحث کرد. مشکلاتی به بار می آید. ولی در مورد صحت گل عجیب است که با تکنولوژی مخالفت می کنند. مزایای زیادی دارد. در تنیس دستگاهی وجود دارد که به ما می گوید آیا توپ داخل است یا بیرون و همه از این بابت خوشحال اند. کسی دوست ندارد به دهه 70 برگردد که بازیکنان تنیس با پا اثر توپ را پاک می کردند.
- آیا فوتبال از نظر تکنیکی هم تکامل یافته است؟
نه. تیم های تهاجمی زیادی هستند که مدافعان خوبی ندارند. امروزه دفاع از هر کاری سخت تر است. مدافع آخرهای این دوره زمانه دیگر فقط مدافع نیستند و هافبک های تدافعی هم دیگر دفاع نمی کنند. فقط یک تیم از این قضیه مستثنی است و از هر نظر حتی دفاع عالی است. ولی طبق آمار بارسلونا از این نظر منحصر به فرد است.
- آیا بارسا مثل آژاکس میشلز و میلان ساکی تاریخ ساز خواهد شد؟
البته. تماشای بازی بارسا لذت بخش است. بازیکنان تیم مهارت های تکنیکی فوق العاده ای دارند. به جز یکی دو بازیکن، باقی بازیکنان بارسا خیلی قدبلند نیستند و با این حال به رقیب فرصت تصاحب توپ را نمی دهند.
- آیا مسی به خوبی مارادونا هست؟
بله، در سطح مارادونا است. همیشه با جدیت زیاد بازی می کند. جوان است و هنوز فرصت قهرمانی با آرژانتین را دارد. به نظر من که خیلی قوی تر از کریستیانو رونالدو است. خصوصاً که نه فقط بازیکن خوبی است بلکه شخصیت خوبی هم دارد. رفتار مسی در زمین الگویی برای بچه ها است.
- سطح بازی های سری آ پایین آمده..
رکورد 56 بازی بدون شکست میلان ارزش بیشتری دارد، چون مربوط به دوران به قول معروف "هفت خواهر" است. پارما قهرمان جام یوفا و لاتزیو قهرمان جام در جام اروپا شده بود و تیم های ایتالیایی کلاً همه جای اروپا حرف اول را می زدند. این روزها یوونتوس به راحتی قهرمان سری آ می شود و تنها باشگاه ایتالیایی است که در لیگ قهرمانان خودی نشان می دهد.
- آیا ربطی به بحران مالی دارد؟
بله، ولی اینتر هم خوب بازی کرده است. ناپولی کمی ناامیدم کرد. فکر می کردم بهتر عمل کنند. بحران جدی است ولی سیاست هم اثر زیادی بر وضعیت فعلی فوتبال ایتالیا داشته است. در مراسم تعیین میزبان یورو 2016 متوجه این مهم شدم. یک انتخاب کاملاً سیاسی بود. ولی ایتالیا نمی خواهد به جوان گرایی فکر کند، گرچه قوانین مربوط به ورزشگاه ها فشاری به اقتصاد ایتالیا وارد نمی کند. بلکه به فوتبال ایتالیا کمک هم می کند.
- اخیراً باشگاه های ایتالیایی به جوان ها روی آورده اند..
بله درست است، ولی فرآیند برنامه ریزی شده ای نبود، بلکه یک اتفاق خیلی تصادفی بود. ولی باز هم فایده های زیادی خواهد داشت. مثلاً چند سال پیش دی شیلیو نمی توانست به ترکیب میلان راه پیدا کند.
- می گویند دی شیلیو وارث تو است..
این مقایسه ها فایده ای به حال بازیکنان نوظهور ندارند. دی شیلیو بازیکن بی شیله پیله ای است که همه کار می کند. بازی در داربی آسان نیست و من خیلی تحت تأثیر سادگی بازی او قرار گرفتم. آدم متعادلی است و داشتن تعادل برای بازی در میلان خیلی مهم است، چون در غیر این صورت فشار زیادی را متحمل خواهید شد. سانتون نیز مدافع با استعدادی است و گمان می کنم بازی خارج از ایتالیا او را بهتر خواهد کرد.
- آیا دفاع ایتالیا ضعیف شده است؟
مشکل فقط مشکل فوتبال ایتالیا نیست. در دنیای امروز، تیاگو سیلوا تنها مدافعی است که می تواند نتیجه بازی را عوض کند. دویدن به دنبال حریف خیلی سخت تر از حمله است و لذت کمتری هم دارد.
- نظرت درباره تیم پراندلی چیست؟
از بازی ایتالیا در مسابقات یورو 2012 خیلی خوشم آمد. به کسانی که می گفتند فوتبال ایتالیا پیر شده است ثابت کردیم اشتباه می کنند. پراندلی ثابت کرد که می داند چه طور خود را با هر شرایطی وفق دهد و دانش خود را بالا ببرد. کافی است بازی مقابل آلمان را نگاه کنید.
- دیگر کسی انگ تدافعی بودن را به ایتالیا نمی زند..
این هم یک داستان کلیشه ای عجیب دیگر است. آیا لیپی دفاع دوست بود؟ یا ساکی؟ یا حتی پدرم که با سه مهاجم بازی می کرد؟
- در حال حاضر بهترین فوتبالیست ایتالیا کیست؟
پیرلو بازیکن فوق العاده ای است. بوفون دروازه بانی استثنائی است. شاید بارزالی بهترین مدافع باشد. دانیله ده روسی هم هافبک خیلی خوبی است، گرچه در حال حاضر زیاد بازی نمی کند.
- بهترین بازیکن جوان ایتالیا کیست؟
خیلی از بازی ال شراوی خوشم می آید. تابستان که بازی میلان- چلسی را در میامی دیدم با چند تا از دوستانم در مورد او صحبت کردیم. بازی هایش همه را غافلگیر کرد. نه از نظر تدافعی و نه تهاجمی مشکلی نداشت. بااستعداد بود و این فصل هم قدرت بدنی و توانایی گلزنی اش غافلگیرم کرد. امیدوارم متواضع و سر به زیر بماند و سخت بکوشد.
- بالوتلی چه طور؟
باید آرامش روحی پیدا کند. در غیر این صورت تا ابد وعده ای بیش نخواهد بود. باید با مسئولیت کامل کنترل زندگی اش را به دست گیرد.
- پاتو می خواهد به برزیل برگردد تا خودش را پیدا کند..
پارسال گفتم که پاتو می تواند یکی از سه بازیکن برتر دنیا شود، چون تیم را نه فقط با بازی اش بلکه با شخصیتش به پیش می برد. امروز ترجیح می دهم قضاوتی در این باره نکنم.
- در مورد سیاست های میلان و احتمال اینکه برلوسکونی دیر یا زود باشگاه را بفروشد چه نظری داری؟
فکر می کنم همه با ایده جوان سازی تیم موافق و حتی حاضر باشند چند سال صبر کنند. ولی پروژه مستحکمی باید برقرار باشد، نه اینکه فقط چند ماه طول بکشد. برای بردن جوان ها کافی نیستند. تجربه هم باید باشد. فکر می کنم با بودجه محدود هم می توان خوب بود. بازیکنان زیادی حاضرند به خاطر گذشته میلان به این تیم بیایند. این جذبه قدرتی است که نباید به هدر رود.
- نتیجه لیگ تقریباً مشخص است..
میلان امسال بازی های خوبی هم داشت. مثل بازی مقابل یووه. ولی کمتر تیمی می تواند از بازی مقابل بارسا در لیگ قهرمانان سالم بیرون آید. میلان برای مقام سومی در سری آ به معجزه نیاز دارد. در بهترین حالت می توانیم به لیگ قهرمانان راه یابیم، گرچه تیم های زیادی جلوی ما هستند.
- حقیقت دارد که در دوران بازی ات نزدیک بود به چلسی و یووه بروی؟
مدتی پیش با بونیپرتی دیداری داشتم که تأیید کرد یووه مرا می خواسته. ویالی هم سال 96 که در چلسی بود با من تماس گرفت. ولی من ترجیح دادم در میلان بمانم. انتخاب درستی بود. بعد آرسنال تماس گرفت و پیشنهاد خوبی به من داد. پیشنهاداتی هم از فرگوسن و رئال مادرید داشتم. راستش این پیشنهادات اغلب با دوره های سختی در میلان مصادف بودند که رفتن آسان تر بود. ولی با سایر اعضای قدیمی تیم وظیفه خود دانستیم که بمانیم و وضعیت را به نفع خود تغییر دهیم.
- طبق گفته رسانه های فرانسوی آنچلوتی می خواست تو مدافعان پاری سن ژرمن را تمرین دهی..
من که گفتم علاقه ای به مربیگری ندارم. من در پاریس مهمان لئونادرو بودم و بس. پیشنهادی در کار نبود.
- میلان امسال به طور میانگین هر سه بازی یک کاپیتان عوض کرده است. نظرت در این باره چیست؟
مصدومیت ها و تغییرات تکان دهنده تابستان مسئول این پیامدند. زمانی را که بازوبند کاپیتانی را از فرانکو بارزی به ارث بردم خوب به یاد دارم. کاپلو از همه نظرشان را راجع به کاپیتان جدید پرسید. افراد دیگری مثل بیلی کاستاکورتا نیز استحقاق کاپیتانی را داشتند. ما همه با هم در رختکن تصمیم گرفتیم و من هم مشکلی با قبول این مسئولیت نداشتم.
- پیراهن شماره 3 تو را کنار گذاشته اند. فقط پسرانت کریستین (16 ساله) و دانیل (11 ساله) که در حال حاضر در تیم های پایه میلان به ترتیب مدافع آخر و بازیکن گوش هستند می توانند این پیراهن را به تن کنند. فکر می کنی به تیم اصلی میلان راه پیدا کنند؟
این مسئله فکر مرا به خود مشغول کرده و امیدوارم فکر آن ها را مشغول نکند. علاقه زیادی به فوتبال دارند و تمام فکر و ذکرشان باید معطوف همین علاقه باشد. می توانم تصور کنم که چقدر تحت فشار هستند. من هم که پسر چزاره مالدینی کاپیتان میلان بودم نیز همین فشار را حس می کردم. ولی برای پسرانم باید سخت تر باشد. فعلاً تنها چیزی که برایم اهمیت دارد موفقیت پسرانم در ورزش، مدرسه و روابط شان با دیگران است.
- پیگیری تحصیل و ورزش حرفه ای در آن واحد در ایتالیا آسان نیست..
درست است. بچه های زیادی مدرسه را ترک می کنند و کلاً مدرسه همیشه هم مفید نیست. یادم می آید با اینکه شانس بزرگ شدن و تحصیل در میلان را داشتم یکی از معلم هایم در دبیرستان از عمد مرا "فوتبالیست" صدا می زد. می توانیم از ساختار مدارس و دانشگاه های آمریکا درس بگیریم که با استعدادهای ورزشی مثل نوابغ ریاضی برخورد می کنند.
- حداقل تیم های پایه از استعدادها حمایت می کنند..
همه چیز در تیم های پایه هم عوض شده است. در هر بازی فقط به بعضی از بازیکنان بازی می رسد. فشار بیشتر شده است. زمان من بهتر بود، چون بازیکنان کم و بیش از نظر فیزیکی شکوفا می شوند. اغلب به خاطر رقابتی که گفتم مردم حوصله صبر کردن ندارند. خیلی حیف است، چون در این سن بچه ها دست خوش تغییرات فیزیکی و هورمونی زیادی می شوند.
- به غیر از تکنیک چه چیز دیگری در فوتبال مهم است؟
ارزش ها. چون شخصیت را می سازند و وفاداری را به بچه ها یاد می دهند. گاهی اوقات راه را طولانی تر می کنند ولی در نهایت ارزشش را دارند. از وقتی که خداحافظی کرده ام این شناخت بیشترین فایده را برایم داشته است.
- تو رکورد بیشترین دقیقه بازی در جام جهانی را در اختیار داری و سال ها در سطح اول فوتبال دنیا دوام داشتی. به کدام یک از این دو بیشتر افتخار می کنی؟
حتی یک دقیقه بازی از در جام جهانی را از دست نداده ام و در میلان نیز بیش از هر بازیکنی بازی کرده ام. ولی بیشتر به استقلال فکری ام افتخار می کنم که حدود 15 سال است طعمش را چشیده ام. قطعاً آدم کاملی نیستم. تجارب خوب و بد زیادی داشته ام. چیزهای زیادی دیده ام و اشتباهاتی هم مرتکب شده ام. استقلالی که اکنون دارم را با هیچ چیز عوض نمی کنم.